|
تمايز مفهومي «عفاف و حجاب» «حجاب» يك امر ظاهر و بيروني است؛ يعني درحقيقت پوشش ظاهري افراد، به ويژه زنان راحجاب مي گويند. اما «عفاف» يك حالت دروني است كه انسان را از گناه و حرام بازمي دارد و آثار آن در گفتار و كردار انسان نمود از مقايسه معناي حجاب و عفاف به اين نتيجه مي رسيم كه عفاف يك حالت نفساني و دروني است كه نمودهاي گوناگون دارد ازجمله عفت در نگاه، عفت در گفتار، عفت در راه رفتن، عفت در زينت، عفت در پوشش، عفت در حجاب در حقيقت همان نمود «عفاف» در نوع پوشش است زن مسلمان، تجسم حرمت و عفت در جامعه است، حفظ پوشش به نوعي احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وي از نگاه هاي شهواني و حيواني است چنانچه زن، حدود را رعايت ننمايد هر بيماردلي به او طمع نموده اسلام با التفات ويژه به مسئله حجاب و پوشش زنان در محيط كار مي خواهد كه محيط اجتماع از لذت هاي ناهنجار جنسي، پاك شده و راه جهت حفظ نيروي قدرتمند روحي و جسمي با حضوري معنوي در محل كار بگشايد. فريضه حجاب در اسلام بر اين نكته دلالت دارد كه عرض و ناموس جزئي از حريم شخصي است و همواره بايد دغدغه حفظ و حراست آن راداشته باشيم و چنين نگراني براي دينداران جا دارد. وقتي يك مؤمن مالي را از دست يكي از فوايد مهم حجاب در بعد خانوادگي، اختصاص يافتن التذاذهاي جنسي به محيط خانواده و در كادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذكور، باعث پيوند و اتصال قوي تر زن و شوهر و در نتيجه استحكام بيش تر كانون رعايت حجاب و پوشش اسلامي عفاف براي زنان و مردان مؤمن و مسلمان تكليف الهي است. رعايت آن علاوه بر اين كه موجب عمل به دستورات الهي مي شود شخصيت فردي اجتماعي و معنوي انسان محبوب میگن که زن بی حجاب مثل موز پوست کنده آماده خوردن میمونه + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 توسط میلاد |
به نام خدايي كه تو رو سر راهم قرار داد تا معني عشق رو بفهمم .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 توسط میلاد |
عشق من تويي همه ديگه ميدونن اين شعرو نوشتم تا كه همه بخونن
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 توسط میلاد |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 توسط میلاد |
کاش کنارم بودی ، کاش میتونستم تو رو در آغوشم بگیرم و نوازش کنم.... ای بهترینم.... دلم بدجور برات تنگه ... + نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 توسط میلاد |
سلام چطورييييييي ؟
يه چند وقتيه كه فضاي وبلاگ خيلي غمگين شده گفتم با اين پست يه تنوعي داده باشم چوپان دروغگو رو مي برند جهنم بهش ميگن اسمت چيه ميگه دهقان فداكار يه مسابقه هم تو اين پست داريم: Wu da da wu dada ju o na ka + نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386 توسط میلاد |
و يا آن عابر بي ادعا نيست دـلم بـي تـو پـر از خـونــاب درد است دلم را جز نگاه تو دوا نيست دلـم بـي تـو غـريـب شـهـر غمهاسـت دلم جز با غم تو آشنا نيست دل من که غروبي سرد وخسته است افقهاي غمش را انتها نيست دلـي کـه شـوره زار حـسرت تـوسـت به خاکش ذره اي هم ردپا نيست. + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 توسط میلاد |
من تو را دوست دارم از زبانت از نگاهت سوگند به شبانت به گیسوانت به کمان ابرووانت به دو چشم همیشه گریانت به نوای تارو چنگت به جهان آب و رنگت که تو را دوست دارم. اما حیف که حالا از تو دور افتاده ام و دیگر نمی توانم آن دستهای زیبای تو را نوازش کنم و بوسه بر آنها بزنم از راهی دور دستهایت را به رسم عشق می فشارم تا زمانی که سخنی از عشق بر زبان آوری. بیا به چشمانت بگو اینقدر بی امان اشک نریزد به دلت بگو چون بید نلرزد هنوز کسی هست که زیر بال آرزوهایت را بگیرد.و امید را که سر بر دیواره بی کسی گذاشته تسلی دهد.باید قبول کنیم که عشق یعنی انتظار و غم قانون عشق است. من همیشه برای تو می نویسم تو که بهانه تمام اشکهای منی + نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386 توسط میلاد |
این همه از بهار میگن اما تویی بهار من امروز تولد توئه نیستی ولی کنار من روز تولد تو رو با خاطراتت میگیرم تو بزم این تنهاییها از غم دوریت میمیرم شمع و خودم فوت میکنم خودم برات دست میزنم امروز یه آرزو دارم فقط صداتو بشنوم سلام خورشید خانمو به روی ماهت بپذیر هنوز نرفته پشت ابر هدیتو زود ازش بگیر یه همچین روزی بود اره دقیقا ۱۵ مهر روزی که تنها امید زندگی من کسی که با شنیدن صداش اروم و با دیدن نگاهش ارامش میگیرم چشمای قشنگشو به روی دنیا باز کرد. کسی که تو بی کسی تو اوج بی همنفسی تو لحظه های تلخ و تو غربت و قصه و درد با دلی از مهر و وفا با قلبی از عشق و صفا اومد به داد من رسید پاییز و کرد برام بهار اوج رویای من با تمام وجود روز تولدت رو تبریک میگم و امیدوارم تا همیشه زنده باشی به امید روزی که فاصله ها تموم بشه و تولدت رو با هم و در کنار هم جشن بگیریم. واسه تولد تو دست خالیم عزیزم جز اشکام چیزی ندارم که اونم به پات میریزم واسه تولد تو من اواره چی دارم که مثل دورو بریهات واسه تو هدیه بیارم خوشبحال هر چی چشم که داره تو رو میبینه خوشبحال هر هدیه که تو دست تو میشینه اون طرف چند تا سایه روی دیوارا نشسته این طرف از خجالت یه نفر چشماشو بسته ولی بدون که یه روزی چه تو خوابو چه بیداری من به دنبال تو میام دست خالیم عزیزم ولی با همه وجودم تو رو میخوام خوشبحال هر چی چشم که داره تو رو میبینه خوشبحال هر هدیه که تو دست تو میشینه + نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط میلاد |
مـن عشـقت رو بـه هـمـه دنـیـا نـمـیـدم حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم با تو میمونم واسه همیشه خاطرات تو را چه خوب چه بد هک میکنم توی تنهاییام فقط به تو فکر میکنم (فقط به تو) با تو میمونم واسه همیشه اگه دنـیـا بخـواد مـن و تـو تـنـها بمـونیتم واست میمیرم جواب دنیا رو میدم با تو میمونم واسه همیشه سردی نگاه رو بشکن فاصله سزای ما نیست تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست دیدن تو ارزومه حتی واسه یه لحظه میمیرم بی تو خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانست من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم تو خودت دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه میمیرم بی تو خاطرات تو را چه خوب چه بد هک میکنم توی تنهاییام فقط به تو فکر میکنم + نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386 توسط میلاد |
|
| ||||||